ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی

" بسم الله النور "


نوروز شده  موسم لبخند زمین است
عیدانه فراوان و دل خلق بهین است

بگذشت خزان و نفس عشق وزان است
دی رفت و بهار آمد و غم گوشه نشین است

با  بال و پر شوق  پریدم  ز  سر غم
شور دگری در دل مستانه قرین است

گلخنده شکوفا شده بر گونه مردم
دل رسته ز شَین و همه جا جلوه " سین " است

بر روی دلم چیده ام از عشق تو راوند
هفت سین قشنگی که همه ناب و برین است

"سلطان ولی " آن شمع دل افروز ولایت
کو در دل راوند چنان ماء معین است

هم خطه  " سادات " که یادآور زهراست
هم " سرلت " سرسبز که یک در ثمین است

پور هبة الله  " سعید ست "  دگر سین
بر دائره دین خدا قطب یقین است

" سرسبزی " باغات و " سرافرازی این خاک
در پهنه کاشانه چو یک نقش نگین است

از " سفره " خونین دل مردم راوند
سینی به کف آرم که به یک غصه عجین است

سر سلسله خواهش ما شهر شدن هست
سودای سر و راز دل ما همه این است

" فطرت  " زغم و ناله مگو فصل بهار است
تا بوده همان است و همین است و چنین است

از شعر تو شهد و شکر و شور بریزد
از شوق و شعف گوی که یادآور شین است


  ***توضیح :

در این سروده هم از هفت سین راوندی یاد شده است و هم در دو بیت پایانی هفت بار کلمه "سین" و کلمه " شین" به کار رفته است. و  الحمد لله رب العالمین.


 


سایه نشین پرچم  ابو الفضل العباس علیه السلام

http://s7.picofile.com/file/8241443068/Recovered_JPEG_763.jpg

 

نام:ابوالفضل               نام خانوادگي:خدايار   


 نام پدر: محمد                تاريخ تولد:1344


وضعيت‏ تاهل:مجرد            نام عمليات:خيبر


تاريخ ‏شهادت:دوازدهم اسفندماه 1361       اعزامي از:بسيج


تاريخ‏ ومحل دفن: 1372 گلزار شهدا

http://s2.picofile.com/file/7329916769/resized_35_khodayar.jpg

 

 

 

 " مصاحبه با خواهر شهید خدایار "

 ابوالفضل10ساله بود كه مادرم فوت كرد.وپدرم 6سال بعداز شهادتش در حاليكه هنوز‏چشم‏ به‏ راهش بود،فوت‏ كرد.يادم مي‏آيد بعد از شنيدن خبر شهادت او پدرم هميشه اين شعررا مي‏خواند:

««گلي‏ گم‏ كرده‏ ام‏ مي‏جويم اورا     به هر گل مي رسم  مي‏بويم او را»»   

 از‏ويژ‏گيهاي‏ برادرتان‏ برايمان‏ بگوييد؟

ابوالفضل هيچ‏گاه در محيطي كه گناه انجام مي‏شد نمي‏رفت.اهل اسراف هم نبود،خيلي دل‏ رحيم‏ بود. يكي‏‏ار دوستانش‏ تعريف‏ مي‏كرد:من در يكي ا‏ز عملياتها مجروح شدم ،حالم خوب نبود،بچه‏ ها در حال عقب نشيني بودند ،ابوالفضل تا مرا ديد به سراغم آمد ومن را با خود به عقب برد.

چطور شد كه رفت جبهه، اگر  خا طره‏ اي دا ريد بفرماييد؟ 

خواهردر‏حاليكه‏ به‏ گوشه‏ اي خيره شده وگويي‏ خاطرات‏ قبل‏‏‏ را مرور مي‏‏ كند چنين مي‏‏گويد :

ابوالفضل وقتي سيكل گرفت، مي‏‏خواست به جبهه برود،پدرم  رضايت نمي داد شايد مهر پدرو فرزندي مانع این امرمي‏ شد،اما ابوالفضل خيلي التماس مي‏‏‏‏‏‏‏‏‏كرد.گريه مي‏كرد،زار ميزد،مي‏گفت:بايد برم……

بالاخره پدرم رضايت  داد.      

  او درحالي كه  توسط  مادرش «حضرت زهرا(س) »بدرقه مي‏شد روانه جبهه شد( و در اين هنگام بغض خواهر مي‏شكند و مدتي گريه مي‏كند) وچنين ادامه مي‏دهد:حتماً وقتي  برادرم به شهادت‏  رسيده«حضرت  ام‏ البنين (سلام الله علیها ) » سرش را به دامن گرفته –هق هق گريه -......

ابولفضل قد رشيدي داشت وگاهي با لبخند مي‏گفت:

من قدم مثل اربابم حضرت ابوالفضل(علیه السلام)بلند است‏.نميدانم شايد هم مثل اربابش به شهادت رسيده باشد.اما او خيلي دوست داشت گمنام بماند.آنچنان با خدا معامله كرد وجانش را به خدا فروخته بود كه حتي استخوانهايش هم نمي‏خواست به پيش ما بر‏گردد.آخر شهدا در آن خاكهاي مقدس،در آن كربلاي ايران،با حضرت‏ زهرا‏(سلام الله علیها)و با‏ حضرت‏ ابوالفضل(علیه السلام)ملاقات داشتند.مگر مي‏شود اينها يك عمر ابوالفضلي زندگي كنند وبعد علمدار با وفاي حسين(علیه السلام)آنهارا تنها بگذارد؟   

حالا اين خاطره را هم تعريف مي‏كنم، كه اين حرفي كه زدم خوب به دلتان بنشيند :

«برادران تفحص تعريف مي‏كردند: كه آنها قصد داشتند براي تفحص به منطقه طلائيه بروند،اما از تهران اجازه نمي‏دادند مي‏گفتند منطقه آلوده است و… از برادران تفحص اصرار و از مسولان انكار.تا اينكه بالاخره از دفتر تهران پيام رسيد كه شما يك هفته مهلت داريد در اين منطقه تفحص كنيد،اگر شهيد پيدا كرديد،جواز را صادر مي‏كنيم اگر نه كه هيچ ...

بر و‏ بچه‏ هاي از جان گذشته كار را شروع كردند.اتفاقا روز تولد امام رضا(علیه السلام) بوده،رسم بچه‏ هاي تفحص هم بر اين است كه هر‏‏يك‏ از روز‏هاي تفحص را نامگذاري مي‏كنند،مثلا امروزرا به نام مولا علي(علیه السلام)‏و فلان روز را به نام‏……

يكي  پيشنهاد مي‏دهد كه چون تولد امام رضا(علیه السلام)است،كاررا با توسل به امام رضا(علیه السلام)شروع كنيم اما يكي ديگر از بچه‏ ها مي گويد:امروز را با توسل به حضرت ابوالفضل‏(علیه السلام) شروع كنيم و بقيه نيز  قبول مي‏كنند.

بچه ‏ها شروع به كار مي‏كنند،مدتي مي‏گذرد اماهنوز شهيدي پيدانكرده‏اند،وباز بچه‏ ها در‏دل متوسل‏ به حضرت‏ابوالفضل(علیه السلام)مي‏ شوند،دير نمي‏گذرد كه بيل مكانيكي به استخوان شهيدي برخورد مي‏كند.اولين شهيدرا كه پيدا مي‏كنند،شهيد «ابوالفضل خدايار»است.پناه بر خدا ،بچه ها با شور بيشتري كار را ادامه مي‏دهند.دومين شهيد‏ را‏ كه پيدا مي‏كنند‏شهيد «‏ابوالفضل ابوالفضلي»است. منطقه را موقعيت حضرت عباس (علیه السلام)نامگذاري مي‏كنند.




 http://s6.picofile.com/file/8241443084/photo_2016_02_14_17_16_15.jpg

http://s7.picofile.com/file/8241443092/photo_2016_02_14_17_16_19.jpg



 

شهید پاسدار جلیل مومنی (عشق یعنی یه پلاک...)

http://s6.picofile.com/file/8241176468/06.jpg

هنگامی که به او پیشنهاد ازدواج  می دادند به خانواده خود می گفت :

((شما احساس كنيد من يك مشت خاكستر هستم،روي ما حساب نكنيد،من اكنون وظيفه مهمتري بر دوش دارم ))

 

http://s6.picofile.com/file/8241177368/04.jpg

http://s7.picofile.com/file/8241176518/1738993KAKA012_001.jpg

مرحوم آیت الله یثزبی ایشان را " فرزند عزیز " خود خطاب می کردند و در باره ایشان فرمودند :

"حرکات ، اخلاق ، متانت و سنگینی ایشان همیشه برای ما نصب العین بود "

http://s6.picofile.com/file/8241176534/1738993KAKA015_001.jpg

"سخنان آیت الله عبداللهی عضو مجلس خبرگان رهبری

در مراسم تشییع شهید جلیل مومنی "

....ای خانواده شهید جلیل مومنی که من فرزند شما را بعنوان یک استاد اخلاق در کنارم می دیدم خدا شاهد است این جمله را بدون اغراق می گویم  :

سه چهار سال در کاشان شما بعنوان یک طلبه خدمتگذار بودم. اولین مرتبه ای که این شهید بعنوان یک پاسدار اسلام و یک سربار امام زمان توی ماشین کنار من نشست آن چهره ملکوتی او، آن چهره پرمعنویت او، آنچنان مرا جذب کرد، اولین جمله ای که بعد از احوالپرسی از او شنیدم این بود: 

من از خدا می خواستم، دعا می کردم حشر و نشرم با روحانیت باشد خدا مستجاب کرد که من بعنوان یک پاسدار منتخب برای شما شدم.

من در دلم گفتم نه این گونه نیست من به عنوان یک شاگرد در کنار تو هستم . و خدا شاهداست من هنوز بعد سیزده سال کمتر یا بیشتر دنبال اخلاق و رفتار او هستم ، من هنوز شرمنده ام و درسها گرفته ام.

http://s7.picofile.com/file/8241177526/1738993KAKA025_001.JPG

http://s7.picofile.com/file/8241176942/1738993KAKA021_001.JPG

http://s6.picofile.com/file/8241176692/1738993KAKA013_001.jpg

 

http://s7.picofile.com/file/8241183850/1738993KAKA004_001.JPG

http://s6.picofile.com/file/8241176650/1738993KAKA003_001.JPG

http://s6.picofile.com/file/8241177050/1738993KASA001_001.JPG

 

شهید گلگون کفن سید محمد هاشمی

http://s6.picofile.com/file/8240412518/photo_2016_02_23_00_08_20.jpg

 

مثل علي اكبر

نام:سيدمحمد             نام خانوادگي:هاشمي     

نام پدر:سید عبدا لحسين        وضعيت تاهل:مجرد

تاريخ تولد:1347         ميزان تحصيلات:سيكل   

تاريخ شهادت:   5/12/13       نام عمليات:خيبر 

 اعزامي ازبسيج

تاريخ ومحل دفن:10/12/1362  -راوند

 

" یا سید السادات "

وپرستوهاي مهاجرپركشيدند. اما بهارهنوز با ماست.بهارتما‏م سبزيش راازهجرت اين پرستوهاي عاشق دارد.بهاريادوخاطره آنهاست وشهداهمان پرستوهاي مهاجرند.

شهدا انوارطيبه اي هستندكه نوروجودشان نشات مي گيرد ازنور آسمان وزمين.ومگرنه اينكه ازاين روست شهيداني براي نيل به درياي بيكران ا لهي درآن نفس عارفانه آخرينشان «لاحول ولاقوة الابالله..»مي گويند ودست دعابه سوي آسمان بلندمي كنند:

كه خدايا اگرلياقت شهادت داشتيم توبهترين عضوبدن مارابگيروماراروزقيامت شرمنده نكن.يكي ازهمين شهيدان،شهيدسيدمحمدهاشمي است.

http://s7.picofile.com/file/8240412592/photo_2016_02_23_00_08_28.jpg

برادر!بگذارساعتها به صورت معصومت خيره شوم.بگذاررازدلتنگي هايم رادرون تو جويا شوم.آخرمن خواهرم!خواهرهم دلش به برادرخوش است.خواهركه هرگاه نگاهش به برادر مي خوردانگاركه تمام غمهاي عا لم رافراموش مي كند.خودم رانگه مي دارم اما نمي دانم هق هق گريه ام را ازدرون دلم مي شنوي.دلم ازهجرانت درياي خون شده وتوناخداي كشتي غمهايم هستي.

ببين كه چگونه دراين دنيا يتيم وبي برادرماندم. ببين كه چگونه وقتي شبها دلم مي گيرد وهيچ كس توي دنيا خبري ازحا لم نداردبراي همه شما گريه مي كنم.ببين كه چه دلتنگم.اگرمي خواهيد به دلم تلنگربزنيد، تلنگرانگشتتان آهسته باشدمگرنمي دانيدخواهر هيچگاه نمي‏تواندمرگ برادرش رابازگوكند.

http://s6.picofile.com/file/8240412634/photo_2016_02_23_00_08_31.jpg

چه بگويم ازبرادري كه ازهمان روزهاي ابتداي زندگي ماراتنهاگذاشت وبه ديارابدي شتافت.ازچه بگويم!ازآن برادري كه هنوزبه سني نرسيده بود كه آزارش به يك مورچه برسد.ازاخلاق ورفتارش كه بدخويي برايش معنايي نداشت،ازكارهايش كه چه عاشقانه سينه زن وغلام سا لار غريبش بود.

برادرم! دستت رامي بوسم كه به مادر كمك مي‏كردي وحتي ازقا ليبافي هم ابايي نداشتي.درخاطرم توراتجسم مي كنم.اما هنوزجلوي چشمانم نماز مي خواني ومن توراتماشا مي كنم.نمي دانم ا لان روحت كجاسفرمي كندوچه مي كني.شايدرفته اي تاسري به پدرومادرت بزني.‏

همان مادري كه درسوگ توهيچ بي تابي نكردوناراحت نبود كنارسفره غذاي توآرام نشسته بودكه گويي شام داماديت را مي خورد.همان مادري كه وقتي گلويت راديدجاي زخمش رابوسيدوگفت فدايت گردم كه همچون علي اصغر حسين شهيد شدي.همان مادري كه تو راباآن قدوبا لاي زيبا به جبهه فرستادووقتي براي آخرين بارتوراديدبه همان يك دست وپايت بسنده كردوگفت:

پسرمن كه ازعلي اكبرحسين بالاترنيست.قلب مادرراببوس وصبرش راآفرين بگو. برادرم توهمان بي سيم چي دلاورهستي كه هميشه وهمه جا دلاوري توزبانزد همه شد.دعاكن ماهم دربرابردشمنان دلاوربمانيم.

http://s7.picofile.com/file/8240412584/photo_2016_02_23_00_08_24.jpg

http://s6.picofile.com/file/8240412526/photo_2016_02_23_00_07_59.jpg

 

اسفندماه ماه شهادت چهارده کبوتر خونین بال از دیار راوند

http://s2.picofile.com/file/7329868602/resized_7_hoseini.jpg

http://s1.picofile.com/file/7329868923/resized_9_momeni.jpg    http://s1.picofile.com/file/7329891933/resized_11_farazandeh.jpg

http://s1.picofile.com/file/7329892575/resized_14_azimi.jpg    http://s2.picofile.com/file/7329892682/resized_15_hashemi.jpg

http://s1.picofile.com/file/7329902468/resized_21_sheikhi.jpg  http://s1.picofile.com/file/7329906234/resized_28_khadempoor.jpg 

http://s2.picofile.com/file/7329916341/resized_33_hajEbrahimi.jpg   http://s2.picofile.com/file/7329916769/resized_35_khodayar.jpg

http://s1.picofile.com/file/7329917632/resized_39_jonoud.jpg    http://s1.picofile.com/file/7329922789/resized_42_yavari.jpg

http://s2.picofile.com/file/7329923010/resized_44_zolfi.jpg    http://s2.picofile.com/file/7329924301/resized_53_fattah.jpg

http://s2.picofile.com/file/7329924729/resized_55_shams.jpg    http://s2.picofile.com/file/7330236555/1.jpg

تداوم راه تیمسار منصوری در انتخاب دکتر حسن فدایی

http://s6.picofile.com/file/8240407376/photo_2016_02_24_10_51_06.jpg

http://s6.picofile.com/file/8240407400/photo_2016_02_24_10_51_03.jpg

 

 http://s6.picofile.com/file/8240409568/photo_2016_02_24_11_02_23.jpg