شهید پاسدار جلیل مومنی (عشق یعنی یه پلاک...)

هنگامی که به او پیشنهاد ازدواج می دادند به خانواده خود می گفت :
((شما احساس كنيد من يك مشت خاكستر هستم،روي ما حساب نكنيد،من اكنون وظيفه مهمتري بر دوش دارم ))


مرحوم آیت الله یثزبی ایشان را " فرزند عزیز " خود خطاب می کردند و در باره ایشان فرمودند :
"حرکات ، اخلاق ، متانت و سنگینی ایشان همیشه برای ما نصب العین بود "

"سخنان آیت الله عبداللهی عضو مجلس خبرگان رهبری
در مراسم تشییع شهید جلیل مومنی "
....ای خانواده شهید جلیل مومنی که من فرزند شما را بعنوان یک استاد اخلاق در کنارم می دیدم خدا شاهد است این جمله را بدون اغراق می گویم :
سه چهار سال در کاشان شما بعنوان یک طلبه خدمتگذار بودم. اولین مرتبه ای که این شهید بعنوان یک پاسدار اسلام و یک سربار امام زمان توی ماشین کنار من نشست آن چهره ملکوتی او، آن چهره پرمعنویت او، آنچنان مرا جذب کرد، اولین جمله ای که بعد از احوالپرسی از او شنیدم این بود:
من از خدا می خواستم، دعا می کردم حشر و نشرم با روحانیت باشد خدا مستجاب کرد که من بعنوان یک پاسدار منتخب برای شما شدم.
من در دلم گفتم نه این گونه نیست من به عنوان یک شاگرد در کنار تو هستم . و خدا شاهداست من هنوز بعد سیزده سال کمتر یا بیشتر دنبال اخلاق و رفتار او هستم ، من هنوز شرمنده ام و درسها گرفته ام.

وصال او ز عمر جاودان به