https://s16.picofile.com/file/8424924892/9.jpg

🍃 بسم الله الرحمن الرحیم 🍃

رویای شیرین جوانی ، پیر گردید
کابوس های هر شبم، تعبیر گردید

سقراط جان تا جرعه نوش شوکران شد
چشم و دلم از باده نوشی سیر گردید

روباه شیرین لهجه ی مکر زمانه
چون دید عجز و لابه ام را ، شیر گردید

رسوا شدم روزی که عقل عافیت جو
با عشق بی پروای دل، در گیر گردید

ناز و کرشمه قسمت چشمان لیلا
مجنون دلخون را بلا ، تقدیر گردید

شوق پریدن در درونم بال می زد
افسوس پایم در زمین، زنجیر گردید

آیینه ی آه و غبار آلود دردم
تصویر غربت در دلم تکثیر گردید

دیروز شد فردای ناپیدای "فطرت"
نا گه تمام فرصت ما، دیر گردید

🌿مجتبی رجبی راوندی (فطرت)