http://s7.picofile.com/file/8245657484/imm_2016_04_03_11_58_27_761.JPG

 

مجموعه شعر  " فروغ احسان " اثر زیبا و شیوای ابو الشهید ، ذاکر آل البیت علیهم السلام حاج محمود قاسم پور است که در سه بخش پندیات - سروده ای انقلابی - اشعار ولایی و ائینی سروده شده است.و استاد ارجمند صائم کاشانی بر آن تقریظ زده اند.

 

http://s7.picofile.com/file/8245657534/imm_2016_04_03_11_59_20_354.JPG

 

استاد صائم کاشانی ایشان را دارای دلی " محتشم خروش" می داند که با زلالی اندیشه و دل تابناک ، نغمه سرای آستان اهل بیت گردیده است.ایشان پدر روحانی والا مقام شهید احسان قاسم پور است و در دامان خود فرزندانی اندیشمند و ولایی را تربیت نموده است.

 

http://s6.picofile.com/file/8245657618/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B11433.jpg

این شاعر شیرین سخن  عاشق  شیدایی است  که  سراید :

"هر کجا خیمه زند عشق مرا پیدا کن " 

 

 

و علم اندوزی و دیدار روی عالم را عبادت می داند:

دیدار روی عالم دانا عبادت است

 

 

و همواره زهد و رهایی از تعلقات دنیایی را توصیه می نماید و گوید :

  گر که پابندی بر این دنیا بدان دیوانه ای

 

سفارش ایشان گره گشایی از کار مردم است و در غزلهای متعدداین معنا را یاد آور می شود:

 تا توانی ز جهان عقده گشای دگران باش.

تا توانی ای توانا ناتوان را یار باش

نیست بهتر لذتی از لذت خدمت به خلق

http://s1.picofile.com/file/7329868060/resized_5_ghasem_poor.jpg

 

  در مقام شهادت فرزند دلبند خویش در دائره صبر و رضا  قرار دارد و در عین حال دل مویه ها و ناله های فراق او در  فراق فرزند جان سوز است .همچنان که نام مجموعه شعری خود را از نام شهید خویش برگزیده است و می سراید :

خدایا آن چه را  خواهی رضایم بر رضای تو

که در راهت فدا کردم شهید قابل خود را

 

تا تو رفتی پسرم رفت ز تن جان پدر

جزئ وصالت نشود چاره ی درمان پدر

بار الها بپذیر این گل پرپر شده را 

کین پسر هدیه من باشد و احسان پدر

 بارها گفته و گویم به تو ای قاسم پور

نام نیکت ز پسر مانده به دیوان پدر

 

رفتی ای گل در غم هجرت گرفتارم هنوز

از برای جستنت در گیر با خارم هنوز

سرو دلجویم که خفتی تا ابد در عطر خون

تا سحر بنشسته با یاد تو بیدارم هنوز

 

 در پایان غزلی از ایشان را  حسن ختام قرار می دهم :

کوه بودم کاه گشتم از غم دوران تو

کی شود جانا به سر آید شب هجران تو

تا به کی ای ماه پنهانی ز چشم عاشقان

جان به قربان تو و آن چهره تابان تو

در طواف کوی عشقت سوختم پروانه سان

 در منای آرزو جان می کنم قربان تو

یک اشارت از تو دل را بس بود ای شاه عشق

جان چه باشد هدیه کردن در ره جانان تو

ای گل گم گشته گلزار زهرا مهدیا

کاش خار کوچکی می بودم از بستان تو

 هم چو نی می نالم از درد فراقت روز و شب

جان زهرا مادرت دست من و دامان تو

ترسم آخر بگذرد عمر و نبینم روی تو

عهد من ، در انتظار دیدن پیمان تو

گر تو " قاسم پور " داری انتظار دیدنش

باید از زهرا بخواهی تا شود مهمان تو