بیانات مقام معظم رهبری درباره علامه قطب الدین راوندی و سید ابو الرضا راوندی
:1
بيانات در دیدار مردم كاشان و آران و بيدگل
من مقيّدم در هر منطقهاى روى نام پُرافتخار مفاخر و چهرههاى علمى و فرهنگى آن شهر تكيه كنم. از زمان ائمه عليهمالسّلام در سلك روات، علىبنمحمّد قاسانى بود كه در طريق بسيارى از روايات، نام شريف اين محدّثِ بزرگ وجود دارد. در قرونى كه تأليفات اسلامى رواج داشت، بزرگان و شخصيّتهاى برجسته علمى در فقه و حديث - مثل قطب راوندى، يا قبل از او، سيدابوالرّضا فضلاللَّه راوندى - بودند. يا غياثالدّين جمشيد كاشانى، رياضيدان برجسته و معروف قرون گذشته، متعلّق به اين منطقه بوده است. در دورههاى بعد، فقها و حكما و متكلّمان بزرگ، مفسّران برجسته و نامآور، شخصيّتهاى سياسى و مؤلّفان نامدار - امثال فيض كاشانى، ملامهدى نراقى و پسرش ملااحمد نراقى - در اين منطقه استمرار پيدا كردهاند و انسان هيچ زمانى را نمىبيند كه اين زنجيره قطع شده باشد. مرتّب علماى بزرگ، مفسّران، مؤلّفان و شخصيتهاى برجسته و عظيمالقدر حضور داشتند، تا نزديك زمان ما مىرسد: مرحوم ملا حبيباللَّه كاشانى، مرحوم آيةاللَّه حاج مير سيد على يثربى كاشانى - كه من تأسف مىخورم از اينكه اين بزرگان علم و معرفت به قدر ظرفيّت علمىشان شناخته شده نيستند - در عالم سياست، مرحوم سيد ابوالقاسم كاشانى، و همينطور فهرست طولانى شعراى گذشته و حتّى زمان ما، عرفا و انواع و اقسام معرفتها و دانشها. اينها براى يك شهر افتخار است.
2:
(بیانات در خطبههای نمازجمعه ۱۳۷۰/۰۱/۱۶ )
قطب راوندى كه از بزرگان علماى ما در قرن ششم است، دربارهى زهد اميرالمؤمنين مىگويد: وقتى كسى سخن على(عليهالسّلام) در باب زهد را نگاه بكند و نداند كه اين سخن از علىبنابىطالب است - يعنى از كسى است كه بر بخش عظيمى از دنياى آباد آن روز حكم مىرانده و آن همه مسايل اجتماعى و سياسى پيرامون او ريخته بوده است - «لا يشكّ انّه كلام من لاشغل له بغير العبادة»؛ شك نمىكند كه اين سخن، سخن كسى است كه در زندگى هيچ كارى جز عبادت نداشته، «و لاحظّ له فى غير الزّهادة»؛ و هيچ كارى جز زهد انجام نمىداده است. اين، زهد اميرالمؤمنين است. تمام ابعاد شخصيت او همينطور در اوج است. بعد مىگويد: «و هذه من مناقبه العجيبة الّتى جمع بها بين الاضداد»؛ اين منقبت شگفتآور و عجيبى است كه جمع بين اضداد كرده است.
3:
بیانات در دیدار دست اندركاران برگزاری كنگرهی بینالمللی ابن شهر آشوب ساروی مازندانی
در آن وقتی كه وسایل تعلیم و تربیت، وسایل مسافرت، بسیار محدود و تحصیل علم بسیار دشوار بوده، ما شخصیّتهایی مثل ابن شهرآشوب داریم؛ حالا از قبیل ابن شهرآشوب صدها عالم بزرگ در تاریخِ ما و در میراث علمی ما ثبت و ضبط شدهاند. این بزرگوار در آن شرایط از شخصیّتهای بزرگ، از اساتیدی مثل طبرسیِ صاحب مجمع البیان، طبرسیِ صاحب احتجاج، عبدالجلیل رازی قزوینی، سیّد فضل الله راوندی، قطب الدّین راوندی، ابوالمكارم ابن زهره، زمخشری استفاده كرده؛ یعنی رفته پیش اینها و علم آموخته. ایشان كتاب ربیع الابرارِ معروف زمخشری را پیش خودِ زمخشری خوانده و اجازهی روایت آن كتاب را گرفته. یعنی در آن دوران بسیار دشوار- در این صد سال كه عمر كرده ایشان، خب عمر طولانی و خوبی بوده- حقیقتاً استفاده كرده این مرد بزرگ از این عمر طولانی برای كسب علم؛ لذا ایشان فقیه بود، محدّث بود، رجالی بود، شاعر بود، منشی بود، ادیب و خوش محاوره بود-آنچه كه دربارهی او نوشتهاند اینها است- یك شخصیّت جامع الاطرافِ این جوری؛ این برای ما درس آموز است، برای جوانان ما درس آموز است؛ هم افتخار میكنیم به آن گذشته، هم تشویق میشویم كه بیاموزیم.
4:
بيانات در آغاز درس خارج فقه
طبق معمول همه روزها، امروز هم حديثى رابخوانيم و انشاءاللَّه به انوار معارف اهل بيت عليهمالسّلام، متبرّك شويم. اگر كسى سند كتاب شريف «جعفريّات» را قبول داشته باشد، سند « نوادر» را به عنوان سند معتبر قبول مىكند. ما قبلاً به مناسبتهاى متعدّدى راجع به سند كتاب شريف «جعفريّات» يا «اشعثيّات» - كه به هر دو اسم خوانده مىشود - اينجا صحبت كرديم و همچنين راجع به روايات «نوادر»،اش «فضلاللَّهبنعلى حسنى راوندى» رضواناللَّهتعالىعليه، كه از بزرگان علماى شيعه در قرن پنجم و ششم و صاحب كتاب «نوادر» و بعضى كتب ديگر است، نكاتى عنوان نموديم.
اغلب احاديث اين كتاب، همان احاديث كتاب «اشعثيّات» است كه ايشان نقل كردهاند. راجع به « اشعثيّات» هم قبلاً عرض كرديم رواياتى است كه «محمّدبنمحمّدبناشعث» از «موسىبناسماعيل» و «موسىبناسماعيل» از «اسماعيلبنموسىبنجعفر عليهالصّلاةوالسّلام» و او از پدرش موسىبنجعفر عليهالسّلام، و او از حضرت جعفربنمحمّد ابىعبداللَّه عليهالسّلام، و او از آبائه عليهمالسّلام، عن اميرالمؤمنين، عن رسولاللَّه نقل مىكند. اين مقدار سند، خيلى عالى است. البته «محمّدبنمحمّدبناشعث» توسيخ شده و بعضى از روايات قبل و بعد او، براى برخى مورد ترديد است. لكن مرحوم «حاجى نورى» و بعضى ديگر از بزرگان، اصرار دارند كه اين سند جزو اسناد خوب است. همچنين مرحوم «شيخ آقا بزرگ تهرانى»، از مرحوم آقاى «آخوند» نقل مىكند كه ايشان در مجلس استفتائشان مىفرمودند «هيچ فقيهى نمىتواند قبل از ديدن كتاب مستدرك حاجى نورى رحمةاللَّهعليه فتوا بدهد.» براى اينكه فحص از معارض و حجّت و اينها، متوقّف بر اين كتاب است و اصل كتاب «مستدرك»، همين «اشعثيّات» است كه البته بعدها از منابع و كتابهاى ديگر، روايات زيادى را به آن اضافه كردند. بنابراين، بعضى روايات «اشعثيّات» را با همين سندى كه عرض شد، كاملاً مورد قبول قرار دادند. حال اگر كسى آن سند را قبول دارد و آن را معتبر مىداند - كه ما قبلاً بحث كرديم و گفتيم بعيد هم نيست كه اينطور باشد - آن وقت روايات «فضلاللَّه بن على راوندى» كه در كتاب «نوادر» نقل شده، ديگر معتبر است.

وصال او ز عمر جاودان به