مرغ دلم روانه به سوی حرم شده

با کاروان شور و صفا هم قدم شده

پر می کشم به سمت حریم و فضای عشق

فارغ دلم ز مشغله بیش و کم شده

پا می نهم به صحن کرامات ایزدی

اینجا ز آل فاطمه باغ ارم شده

اینجا قم است و مردم چشمم در آن گم است

ایجا لوای عشق و ولایت علم شده

خورشید شهر قم توئی ای بانوی کرم

درمانده از بیان مقامت قلم شده

آئینه دار کوی تو عشاق سینه چاک

نام تو ورد اهل ولا دم به دم شده

بر سنگ فرش صحن طلا بوسه می زنم

اینجا گدا ز لطف شما محتشم شده

در صحن آب و آینه ات قبر عالمی است

بیش از همه میان حرم محترم شده

پرسیدم از رفیق طریق این مزار کیست؟

کین گونه با جلالت و مجد و کرم شده!!

گفتا که قبر بحر یقین قطب دین بود

دین از تلاش خالص او منسجم شده

نامش سعید و راه و نگاهش سعادت است

راوند از او ستاره ملک عجم شده

فطرت بیا و بوسه بزن بر مزار او

کاینجا مطاف باد دم صبحدم شده